به نقل از اقتصاد کشور، اصلاح بانکهای ناتراز به یکی از محورهای مهم سیاستگذاری پولی در ایران تبدیل شده است؛ رویکردی که در صورت اجرای دقیق میتواند به کنترل فشارهای تورمی، تقویت ثبات پولی و بهبود توان تأمین مالی بخش تولید کمک کند.
چرا اصلاح بانکهای ناتراز ضروری است؟
اظهارات رئیس کل بانک مرکزی نشان میدهد سیاستگذار پولی، اصلاح نظام بانکی را به عنوان یکی از مسیرهای کنترل تورم دنبال میکند. با این حال، اصلاح ناترازی بانکها فرآیندی پیچیده است و ریشههای این ناترازی میتواند در عواملی مانند داراییهای کمکیفیت، مطالبات غیرجاری، بنگاهداری، تسهیلات تکلیفی، ضعف مدیریت ریسک، عدم کفایت سرمایه و انباشت زیانهای گذشته قرار داشته باشد.
بنابراین، اصلاح واقعی نظام بانکی نیازمند شناسایی دقیق منشأ ناترازی، تعیین تکلیف داراییهای منجمد، افزایش سرمایه بانکهای واجد شرایط و برخورد با بانکهایی است که امکان بازگشت آنها به وضعیت پایدار وجود ندارد.
تفکیک بانکهای قابل اصلاح از بانکهای فاقد امکان احیا
در این میان، تفکیک بانکهای قابل اصلاح از بانکهای فاقد امکان احیا اهمیت زیادی دارد. ادامه فعالیت یک بانک ناتراز بدون برنامه اصلاحی مشخص میتواند هزینههای بیشتری را به اقتصاد تحمیل کند؛ زیرا زیان انباشته و نیاز این بانکها به منابع جدید ممکن است در نهایت به منابع عمومی و پایه پولی منتقل شود.
از این منظر، سیاستگذار پولی باید ضمن شناسایی بانکهای مشکلدار، برای هر یک از آنها متناسب با وضعیت مالی و ظرفیت احیا، برنامه مشخصی تعیین کند. بانکهایی که امکان اصلاح دارند باید ملزم به اجرای برنامه بازسازی شوند و در مقابل، درباره بانکهایی که امکان بازگشت به شرایط پایدار را ندارند، تصمیمهای قاطعتری اتخاذ شود.
ناترازی بانکها چگونه به تورم منجر میشود؟
ناترازی بانکها را نمیتوان صرفاً یک مشکل درونبانکی دانست. این پدیده از یک سو میتواند با افزایش نیاز بانکهای ناتراز به منابع بانک مرکزی، زمینه رشد پایه پولی و نقدینگی و در نهایت افزایش فشارهای تورمی را فراهم کند و از سوی دیگر، با تضعیف توان تسهیلاتدهی سالم، دسترسی بنگاهها به منابع مالی را کاهش دهد.
در چنین شرایطی، بخشی از منابع مالی به جای حرکت به سمت فعالیتهای مولد، ممکن است صرف پوشش زیانها و جبران ناترازیهای گذشته شود. این مسئله میتواند توان شبکه بانکی برای حمایت از تولید و سرمایهگذاری را نیز محدود کند.
تشديد نظارت بر بانکهای ناتراز
اظهارات اخیر رئیس کل بانک مرکزی درباره تشدید نظارت، تعیین تکلیف بانکهای ناتراز و احتمال برخوردهای شدیدتر با بانکهایی که برنامه اصلاحی خود را اجرا نمیکنند، نشاندهنده جدیتر شدن رویکرد سیاستگذار نسبت به این مسئله است.
با این حال، موفقیت این سیاست در نهایت به نحوه اجرای آن، شفافیت صورتهای مالی بانکها، تعیین تکلیف داراییهای منجمد و زیانهای انباشته و همچنین ایجاد سازوکارهای مؤثر برای جلوگیری از بازتولید ناترازی در آینده بستگی دارد.
اصلاح نظام بانکی؛ شرط ثبات پولی
در صورت اجرای صحیح، اصلاح ناترازی بانکها میتواند یکی از پایههای مهم ثبات پولی و کاهش فشار تورمی باشد؛ اما اگر اصلاحات به شکل ناقص انجام شود، خطر آن وجود دارد که مشکل از ترازنامه بانکها به سایر بخشهای اقتصاد منتقل شود.
بنابراین، مسئله اصلی تنها برخورد با بانک ناتراز نیست، بلکه ایجاد نظام بانکی سالمی است که بتواند بدون ایجاد فشار تورمی، منابع اقتصاد را به سمت تولید و سرمایهگذاری هدایت کند. تحقق این هدف به نظارت مؤثر، شفافیت مالی، اصلاح ساختار بانکها و تصمیمگیری بهموقع درباره مؤسسات فاقد امکان احیا نیاز دارد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلهای اقتصادی و بانکی، به اقتصاد کشور مراجعه کنید.