ناترازی برق و گاز؛ زمستان سخت در کمین تولید و شبکه انرژی ایران

به نقل از اقتصاد کشور ناترازی انرژی در ایران که طی سال‌های گذشته عمدتاً در فصل تابستان و با افزایش مصرف برق خود را نشان می‌داد، اکنون به یکی از چالش‌های اصلی فصل زمستان نیز تبدیل شده است. رشد مصرف گاز در بخش خانگی، محدودیت ظرفیت تولید و انتقال گاز، فرسودگی بخشی از زیرساخت‌های انرژی، کاهش سرمایه‌گذاری در توسعه میادین و نیروگاه‌ها و افزایش تقاضای برق، فاصله میان تولید و مصرف انرژی را به مسئله‌ای مستمر تبدیل کرده است.

در شرایطی که بخشی از زیرساخت‌های انرژی کشور نیز در جریان جنگ آسیب دیده، مدیریت این ناترازی در ماه‌های سرد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. احتمال محدودیت سوخت نیروگاه‌ها، ارتباط مستقیمی میان ناترازی گاز و برق ایجاد کرده است؛ به‌ویژه آنکه نیروگاه‌های حرارتی همچنان سهم مهمی در تأمین برق کشور دارند و بخش قابل توجهی از سوخت مورد نیاز آنها از گاز طبیعی تأمین می‌شود.

ناترازی گاز چگونه به برق منتقل می‌شود؟

در روزهای سرد سال، با افزایش مصرف گاز در بخش خانگی و تجاری، اولویت تأمین سوخت به سمت این بخش‌ها حرکت می‌کند. اگر عرضه گاز نتواند متناسب با رشد تقاضا افزایش پیدا کند، نیروگاه‌ها و صنایع در معرض محدودیت قرار می‌گیرند. در چنین شرایطی، مسئله فقط احتمال خاموشی خانوارها نیست؛ بلکه هرگونه کاهش ناگهانی برق یا گاز می‌تواند برنامه تولید صنایع را مختل کند.

در صورت کاهش سهم گاز نیروگاه‌ها، استفاده از سوخت مایع یکی از گزینه‌های کوتاه‌مدت برای جبران بخشی از کسری خواهد بود. با این حال، این راهکار به ذخایر کافی، زیرساخت انتقال و آمادگی نیروگاه‌ها نیاز دارد و افزایش مصرف سوخت مایع می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و زیست‌محیطی خود را به همراه داشته باشد.

به همین دلیل، ذخیره‌سازی سوخت مایع برای عبور از دوره‌های اوج مصرف را باید ابزاری برای مدیریت بحران دانست، نه جایگزینی برای توسعه پایدار ظرفیت تولید و انتقال گاز.

صنایع؛ نخستین قربانی محدودیت ناگهانی انرژی

هرگونه محدودیت انرژی برای بخش تولید، صرفاً به معنای کاهش چند ساعت فعالیت نیست. در صنایعی که فرآیند تولید پیوسته دارند، توقف کوره‌ها، خطوط تولید، تجهیزات حساس و زنجیره‌های صنعتی می‌تواند هزینه‌های قابل توجهی ایجاد کند و حتی به تجهیزات یا مواد اولیه آسیب بزند.

از این منظر، میان خاموشی برنامه‌ریزی‌شده و قطع ناگهانی انرژی تفاوت زیادی وجود دارد. اگر صنایع از قبل از میزان و زمان محدودیت‌ها مطلع باشند، می‌توانند بخشی از فعالیت خود را به ساعات کم‌بار منتقل کنند، شیفت‌های کاری را جابه‌جا کنند، موجودی مواد اولیه را تنظیم کنند یا از مولدهای اختصاصی استفاده کنند.

در مقابل، تصمیم‌های لحظه‌ای و قطع ناگهانی برق و گاز، قابلیت پیش‌بینی تولید را کاهش می‌دهد و هزینه‌های عملیاتی بنگاه‌ها را افزایش می‌دهد. این مسئله در نهایت می‌تواند بر تنظیم قراردادها، تحویل سفارش‌ها و برنامه‌های صادراتی صنایع نیز اثر بگذارد.

مدیریت مصرف؛ راهکار موقت یا سیاست دائمی؟

صنایع در سال‌های اخیر با برنامه‌های مدیریت مصرف و کاهش بار مواجه بوده‌اند. این سیاست‌ها در کوتاه‌مدت می‌تواند به حفظ تعادل شبکه کمک کند، اما اگر بدون توسعه ظرفیت تولید و شبکه ادامه پیدا کند، بخشی از هزینه ناترازی عملاً به بخش تولید منتقل خواهد شد.

از سوی دیگر، در دوره‌های سرد سال سهم مصرف گاز بخش خانگی و تجاری افزایش می‌یابد و شبکه گاز با اوج تقاضا روبه‌رو می‌شود. اگر تولید و انتقال گاز پاسخگوی این افزایش مصرف نباشد، سیاستگذار ناچار خواهد بود ترکیبی از محدود کردن مصرف صنایع، افزایش استفاده از سوخت مایع در نیروگاه‌ها و مدیریت مصرف برق را به کار بگیرد.

هر یک از این گزینه‌ها هزینه اقتصادی و اجرایی خاص خود را دارد. بنابراین مسئله اصلی فقط نحوه عبور از یک زمستان یا تابستان نیست؛ بلکه نحوه کاهش شکاف میان رشد مصرف و رشد ظرفیت تولید انرژی است.

استخراج رمزارز؛ بخشی از مسئله، نه تمام آن

یکی دیگر از موضوعات مطرح در مدیریت ناترازی برق، مصرف انرژی در مراکز استخراج رمزارز است. فعالیت مراکز غیرمجاز استخراج می‌تواند بخشی از ظرفیت شبکه را مصرف کند و کاهش مصرف این مراکز در دوره‌های اوج بار، به مدیریت شبکه کمک خواهد کرد.

با این حال، نمی‌توان استخراج غیرمجاز رمزارز را عامل اصلی ناترازی برق کشور دانست. ریشه این مسئله مجموعه‌ای از عوامل شامل رشد مصرف، کمبود ظرفیت تولید، فرسودگی نیروگاه‌ها و شبکه، پایین بودن بهره‌وری، تلفات شبکه و ضعف سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی است.

از این رو، شناسایی و قطع مراکز غیرمجاز، کنترل مصرف واحدهای پرمصرف و ایجاد سازوکار مشخص برای فعالیت مراکز مجاز باید در کنار سایر سیاست‌های مدیریت تقاضا دنبال شود. انتظار حل ناترازی برق صرفاً از مسیر مقابله با استخراج غیرمجاز رمزارز، واقع‌بینانه نیست.

راهکارهای کوتاه‌مدت برای عبور از زمستان

در کوتاه‌مدت، تأمین سوخت نیروگاه‌ها، افزایش ذخایر سوخت مایع، تکمیل تعمیرات نیروگاهی، افزایش آمادگی واحدهای تولید برق، کاهش مصارف غیرضروری و جلوگیری از مصرف‌های غیرمجاز از مهم‌ترین ابزارهای مدیریت شرایط اضطراری خواهد بود.

دولت برای پایداری شبکه برق ناچار است میان سیاست‌های وزارتخانه‌های نیرو و نفت هماهنگی بیشتری ایجاد کند. وضعیت تولید و انتقال گاز در ماه‌های سرد، میزان ذخایر سوخت نیروگاه‌ها و آمادگی واحدهای حرارتی، نقش تعیین‌کننده‌ای در میزان فشار واردشده به شبکه برق خواهد داشت.

در این میان، شفافیت برنامه مدیریت مصرف برای صنایع اهمیت ویژه‌ای دارد. اعلام پیشاپیش میزان و زمان احتمالی محدودیت‌ها به واحدهای تولیدی امکان می‌دهد برنامه تولید خود را با شرایط شبکه تطبیق دهند و از بخشی از خسارت‌های ناشی از قطع ناگهانی انرژی جلوگیری کنند.

ضرورت اصلاح ساختاری ناترازی انرژی

راهکارهای کوتاه‌مدت تنها زمانی می‌توانند اثربخش باشند که در کنار یک برنامه چندساله برای اصلاح ساختار انرژی قرار گیرند. در بخش برق، افزایش راندمان نیروگاه‌ها، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، کاهش تلفات شبکه، تقویت خطوط انتقال و توزیع و توسعه ظرفیت ذخیره‌سازی باید همزمان دنبال شود.

در بخش گاز نیز افزایش ظرفیت تولید، توسعه ذخیره‌سازی و تقویت شبکه انتقال نیازمند سرمایه‌گذاری بلندمدت است. بدون ایجاد انگیزه برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی، افزایش پایدار ظرفیت تولید انرژی دشوار خواهد بود.

سرمایه‌گذاران در بخش نیروگاهی و گاز به قراردادهای بلندمدت، سازوکار مشخص خرید انرژی، امکان تأمین مالی و چشم‌انداز روشن برای بازگشت سرمایه نیاز دارند. توسعه نیروگاه‌های تجدیدپذیر نیز می‌تواند بخشی از فشار واردشده بر شبکه برق را کاهش دهد، هرچند برای حل ناترازی زمستانی، این توسعه باید در کنار تقویت زیرساخت گاز و افزایش انعطاف‌پذیری نیروگاه‌های حرارتی انجام شود.

انتقال ناترازی از یک بخش به بخش دیگر راه‌حل نیست

تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که انتقال ناترازی از یک بخش به بخش دیگر نمی‌تواند راهکاری پایدار باشد. محدود کردن برق صنایع، ناترازی را به بخش تولید منتقل می‌کند؛ افزایش مصرف سوخت مایع، هزینه تأمین سوخت و فشار زیست‌محیطی را بالا می‌برد و کاهش مصرف خانوارها نیز به سیاست‌های قیمتی و غیرقیمتی مشخص نیاز دارد.

بنابراین سیاست انرژی باید بر پایه برنامه‌ای هماهنگ برای تولید، مصرف و سرمایه‌گذاری شکل بگیرد. هدف نهایی نیز باید کاهش فاصله میان رشد مصرف و رشد ظرفیت تولید باشد، نه صرفاً مدیریت پیامدهای این فاصله در فصل‌های اوج مصرف.

زمستان پیش‌رو؛ آزمون مدیریت انرژی

زمستان پیش‌رو می‌تواند یکی از مهم‌ترین آزمون‌های مدیریت انرژی کشور باشد. شدت سرما، میزان تولید و انتقال گاز، وضعیت ذخایر سوخت نیروگاه‌ها و سطح مصرف خانگی، صنعتی و تجاری تعیین خواهد کرد که فشار ناترازی گاز تا چه اندازه به شبکه برق منتقل شود.

در نتیجه نمی‌توان از هم‌اکنون با قطعیت درباره خاموشی گسترده سخن گفت، اما احتمال بروز محدودیت برق در صورت کمبود سوخت نیروگاه‌ها نیز قابل نادیده گرفتن نیست. برای مردم، استمرار دسترسی به برق و گاز اهمیت اساسی دارد و برای صنعت، قابل پیش‌بینی بودن این دسترسی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

اگر محدودیت‌های احتمالی از پیش اعلام و میان بخش‌های مختلف مصرف به شکل برنامه‌ریزی‌شده توزیع شود، هزینه اقتصادی ناترازی کاهش خواهد یافت. در مقابل، تصمیم‌های اضطراری و قطع ناگهانی انرژی می‌تواند هزینه بیشتری به خانوارها و بنگاه‌های تولیدی تحمیل کند.

راه عبور از این چرخه، افزایش ظرفیت تولید همزمان با مدیریت مصرف، کاهش تلفات، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، تقویت شبکه انتقال و توزیع، افزایش ذخایر سوخت و ایجاد سازوکار پایدار برای سرمایه‌گذاری است. ناترازی برق و گاز یک مسئله کوتاه‌مدت نیست و حل آن نیز با یک تصمیم یا طرح فصلی امکان‌پذیر نخواهد بود.

آنچه می‌تواند مسیر انرژی کشور را تغییر دهد، برنامه‌ای چندساله با اهداف کمی، منابع مالی مشخص، زمان‌بندی روشن و مسئولیت قابل سنجش برای دستگاه‌های متولی است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌های حوزه انرژی، صنعت و اقتصاد، به اقتصاد کشور مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 4 =

پربازدیدترین ها