4به نقل از اقتصاد کشور؛ تقی آزادارمکی، جامعهشناس، با اشاره به افزایش نااطمینانی اقتصادی و اجتماعی در ایران، معتقد است سرمایه اجتماعی آسیب دیده اما از بین نرفته است. او میگوید جامعه ایران در شرایط اضطراری قرار دارد و مسئله اصلی فقط فقر و فشار اقتصادی نیست، بلکه احساس نداشتن مسیر برای تغییر وضعیت است.
در شرایطی که نااطمینانی اقتصادی، ابهام نسبت به آینده، فشارهای معیشتی و تداوم تنشهای سیاسی به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده، موضوع میزان تابآوری جامعه و وضعیت سرمایه اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. آزادارمکی در گفتوگویی درباره وضعیت اجتماعی ایران، احتمال شکلگیری اعتراضات جدید و الزامات بازسازی اعتماد عمومی توضیح داده است.
سرمایه اجتماعی آسیب دیده اما از بین نرفته است
شرایطی که الان در آن زندگی میکنیم، شرایط نامعینی است. یعنی هیچ چیز معلوم نیست. اینطور نیست که ما یک دولت مستقل داشته باشیم، روابط اجتماعی جامعه فعال باشد و همه چیز در یک وضعیت طبیعی پیش برود. ما در یک شرایط کاملاً نامطمئن قرار گرفتهایم.
این نامطمئن بودن باعث شده جامعه وارد وضعیت اضطراری شود؛ وضعیتی که پایان مشخص و معناداری برای آن دیده نمیشود. به نظرم شرایط امروز ایران از دورههای استثنایی تاریخ معاصر است؛ دورههایی مثل جنگ جهانی دوم که جامعه در شرایطی عجیب و پیچیده قرار داشت.
به همین دلیل سرمایه اجتماعی هم در وضعیت نامطمئن قرار گرفته است. سرمایه اجتماعی که در دورههای بحران و غیر بحران باعث میشد مردم به یکدیگر اعتماد کنند، آسیب دیده اما از بین نرفته است.
به نظر من سرمایه اجتماعی از مرکز جامعه به حاشیه رفته است. یعنی هنوز در خانوادهها، گروههای کوچک اجتماعی و روابط نزدیک وجود دارد، اما دیگر در کانون عمومی جامعه قرار ندارد. بنابراین نمیتوانیم بگوییم جامعه امروز از یک تابآوری گسترده برخوردار است؛ بلکه بیشتر شاهد نوعی همگرایی محدود در گروهها و خانوادهها هستیم.
احتمال بروز اعتراضات اجتماعی وجود دارد
قطعا نباید اعتراض را یک امر عجیب تلقی کنیم. هر جامعهای که در مسیر زندگی خود با فشار و مانع مواجه شود، واکنش نشان میدهد. جامعه یا باید حرکت کند، یا فروبپاشد، یا اعتراض کند.
به نظر من جامعه ایرانی به دلیل همان سرمایههای اجتماعی که هنوز دارد، جامعهای نیست که از بین برود یا نابود شود. اما حتماً امکان بروز اعتراض وجود دارد.
این اعتراضها ابتدا ممکن است متوجه همراهان، سپس دولت، نظام سیاسی و حوزه عمومی شود. ما در مسیر مجموعهای از اعتراضات اجتماعی قرار داریم، چون جامعه ایران توان و ظرفیت حرکت دارد.
تبدیل مسائل ملی به مسائل گروهی
مشکل اینجاست که ما نتوانستیم یک پدیده ملی ایجاد کنیم. حتی مسائل مهمی مثل جنگ و بحرانهای ملی را به مسائل گروهی تبدیل کردیم؛ یعنی جامعه به دو دسته طرفداران و مخالفان تقسیم شد. این اتفاق فرصت بزرگی را از بین برد.
اگر بحرانها به عنوان یک مسئله ملی دیده میشد، ممکن بود نتیجه آن افزایش همبستگی و تابآوری باشد، نه شکلگیری نارضایتی اجتماعی.
فشار اقتصادی چگونه میتواند به بحران اجتماعی تبدیل شود؟
جامعه ایرانی در هر صورت جامعهای اعتراضی است؛ چه فقیر باشد و چه غنی. اما نوع اعتراضها متفاوت است.
اعتراضهایی که در دورههای ثبات اقتصادی رخ میدهد، با اعتراضهایی که از دل فشار شدید اقتصادی بیرون میآید تفاوت دارد.
اعتراضات خطرناکتر، اعتراضاتی است که تودههای بزرگ و ناشناخته را وارد میدان میکند؛ جمعیتی که احساس خشم و بیپناهی دارد و در نتیجه امکان افزایش خشونت بیشتر میشود.
اعتراضات قبلی میتوانستند مدنیتر باشند، چون هنوز امکان گفتوگو و میانجیگری وجود داشت. اما وقتی فشارها بیشتر شود، شکل اعتراض هم تغییر میکند.
مسئله اصلی فقر نیست؛ احساس انسداد است
مسئله اصلی فقط فقر نیست. مسئله این است که جامعه احساس کند راهی برای تغییر ندارد.
جامعهای که احساس کند میتواند آینده را تغییر دهد، حتی با مشکلات اقتصادی هم مدارا میکند. اما وقتی احساس انسداد ایجاد شود، حتی مشکلات کوچک هم میتوانند به بحران تبدیل شوند.
بر این اساس، کاهش فشارهای اقتصادی اگرچه اهمیت زیادی دارد، اما برای بهبود وضعیت اجتماعی کافی نیست. ایجاد مسیرهای مؤثر برای مشارکت، گفتوگو و امکان تغییر شرایط نیز میتواند در بازسازی سرمایه اجتماعی و افزایش تابآوری جامعه نقش داشته باشد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلهای اجتماعی و اقتصادی، به اقتصاد کشور مراجعه کنید.