به نقل از اقتصاد کشور، یک کارشناس اقتصاد مسکن با رد ادعای کمبود چند میلیون واحد مسکونی در کشور، تأکید کرد که مسئله اصلی بازار مسکن، ضعف قدرت خرید و استطاعت مالی خانوارهاست. به گفته او، بدون تقویت تقاضای مؤثر، صرفاً افزایش ساختوساز نمیتواند بحران مسکن را حل کند و راهکار اصلی در سطح کلان، رشد اقتصادی و افزایش درآمد خانوارهاست.
ادعای کمبود چند میلیون واحد مسکونی کارشناسی نیست
در سالهای اخیر، برخی انبوهسازان از کمبود چند میلیون واحد مسکونی در کشور سخن گفتهاند و دولت نیز بارها بر ضرورت افزایش ساختوساز و حتی ساخت سالانه یک میلیون واحد مسکونی تأکید کرده است. با این حال، این پرسش مطرح است که چنین برآوردهایی تا چه اندازه با نیاز واقعی بازار مسکن و توان خرید خانوارها همخوانی دارد.
یزدانی در پاسخ به این پرسش گفت: «اینکه انبوهسازان میگویند ما یک میلیون یا چند میلیون واحد کمبود مسکن داریم، از نظر من حرف کارشناسی نیست. این سخنان را میتوان در چارچوب منافع آنها ارزیابی کرد؛ به این معنا که تمایل دارند منابع مالی به سمت ساختوساز سوق پیدا کند و از این جهت بهرهمند شوند.»
او ادامه داد: «اینکه دولتها نیز اعلام کردهاند کشور به ساخت تعداد مشخصی واحد مسکونی نیاز دارد، بیشتر شعاری سیاسی است تا یک گزاره کارشناسی. اصولا اگر وضعیت درآمدی خانوارها مناسب باشد، نیازی نیست کسی تعیین کند چه تعداد مسکن ساخته شود.»
تقاضای مؤثر، محرک اصلی ساختوساز است
این کارشناس اقتصاد مسکن با تأکید بر نقش قدرت خرید خانوارها در بازار گفت: «اگر خانوار استطاعت مالی داشته باشد و تقاضای موثر در بازار وجود داشته باشد، جریان ساختوساز بهصورت خودکار شکل میگیرد. بنابراین، این نوع اظهارات را چندان کارشناسی نمیدانم و بیشتر میتوان آنها را براساس منافع اقتصادی و سیاسی تفسیر کرد.»
بر این اساس، افزایش تعداد واحدهای ساختهشده بدون توجه به توان مالی متقاضیان نمیتواند بهتنهایی مشکل بازار مسکن را برطرف کند. زمانی که خانوارها توان خرید یا حتی تأمین هزینه اجاره را نداشته باشند، افزایش عرضه نیز لزوماً به معنای دسترسی آسانتر آنها به مسکن نخواهد بود.
نمیتوان عملکرد همه دولتها در حوزه مسکن را یکسان دانست
یزدانی در پاسخ به این سوال که آیا دولتها طی سالهای گذشته مساله مسکن در ایران را اشتباه تشخیص دادهاند، اظهار کرد: «نمیتوان درباره همه دولتها یک قضاوت کلی داشت. من درباره شرایط فعلی صحبت میکنم. برای مثال، در مقاطعی مانند دهه ۷۰ حتی با کمبود تولید مسکن نیز مواجه بودیم. بنابراین نمیتوان عملکرد تمام دولتها و همه دورهها را یکسان ارزیابی کرد.»
او افزود: «با این حال، یک تمایل ساختاری وجود داشته که میتواند دلایل اقتصاد سیاسی نیز داشته باشد؛ اینکه سیاستگذار بیشتر به سمت تقویت عرضه حرکت کند تا تقویت تقاضا. البته در برخی دولتها سیاستهایی برای تقویت سمت تقاضا نیز اجرا شده است و نمیتوان این موضوع را به تمام دورهها تعمیم داد.»
رشد اقتصادی؛ راهکار اصلی حل بحران مسکن
این کارشناس اقتصاد مسکن درباره راهکارهای کاهش بحران بازار مسکن توضیح داد: «راهکار اصلی، رشد اقتصادی و تقویت درآمد خانوارهاست. البته این راهکار یک سیاست مسکنی نیست، بلکه به حوزه اقتصاد کلان مربوط میشود. در بخش مسکن نیز اگر بخواهیم بهطور مشخص درباره راهکار صحبت کنیم، باید سمت تقاضا و استطاعت خانوار تقویت شود؛ اما تحقق آن نیز در نهایت وابسته به شرایط اقتصاد کلان است.»
بر این اساس، بهبود وضعیت بازار مسکن تنها با افزایش ساختوساز قابل دستیابی نیست و تقویت قدرت خرید، افزایش درآمد واقعی خانوارها و ایجاد تقاضای مؤثر باید همزمان مورد توجه سیاستگذاران قرار گیرد.
برای دنبال کردن تازهترین اخبار و تحلیلهای بازار مسکن و اقتصاد ایران به اقتصاد کشور مراجعه کنید.