به گزارش اقتصاد کشور، افزایش فاصله نرخ تورم میان مناطق مختلف کشور و کاهش مستمر قدرت خرید خانوارها، نگرانیها درباره آینده اقتصاد ایران را افزایش داده است. یک اقتصاددان هشدار داده است که شکاف تورمی میان استانهای کشور به بیش از ۴۰ درصد رسیده و ادامه این روند میتواند پیامدهای گستردهای برای بخشهای مختلف اقتصادی به همراه داشته باشد.
بررسی شرایط اقتصادی نشان میدهد تورم دیگر یک پدیده یکسان برای همه مردم نیست؛ بلکه شدت افزایش قیمتها در استانها، گروههای درآمدی و بخشهای مختلف مصرفی تفاوت قابلتوجهی پیدا کرده است. در این میان، خانوارهای کمدرآمد و طبقه متوسط بیشترین فشار را از رشد هزینههای زندگی تحمل میکنند.
سهراب دلانگیزان، اقتصاددان، معتقد است اقتصاد ایران وارد مرحلهای شده که کنترل تورم با سیاستهای معمول و اقدامات محدود امکانپذیر نیست و برای مهار افزایش قیمتها، به تصمیمهای دشوار، اصلاحات اساسی و پذیرش هزینههای کوتاهمدت نیاز است.
شکاف تورمی استانها از ۴۰ درصد عبور کرد
یکی از مهمترین نگرانیهای مطرحشده درباره وضعیت فعلی اقتصاد ایران، افزایش فاصله نرخ تورم میان استانهای مختلف کشور است. بر اساس اظهارات این اقتصاددان، اختلاف نرخ تورم میان استانهایی که بیشترین و کمترین رشد قیمتها را تجربه میکنند، به بیش از ۴۰ درصد رسیده است.
به گفته دلانگیزان، فاصله نرخ تورم میان استان ایلام و تهران بیش از ۴۱ درصد گزارش شده است؛ موضوعی که نشان میدهد تجربه مردم از تورم در مناطق مختلف کشور یکسان نیست و محل زندگی میتواند تأثیر قابلتوجهی بر شرایط اقتصادی خانوارها داشته باشد.
این شکاف تنها میان استانها وجود ندارد و در میان دهکهای درآمدی نیز مشاهده میشود. خانوارهای کمدرآمد که سهم بیشتری از درآمد خود را صرف کالاهای ضروری مانند مواد غذایی میکنند، فشار بیشتری از افزایش قیمتها متحمل میشوند.
تورم مواد غذایی؛ فشار مضاعف بر خانوارهای کمدرآمد
افزایش قیمت کالاهای خوراکی یکی از مهمترین بخشهای تورم است که بهصورت مستقیم زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار میدهد. دلانگیزان با اشاره به رشد شدید تورم مواد غذایی اعلام کرده است که افزایش قیمت در این بخش باعث کاهش محسوس رفاه خانوارها شده است.
اهمیت تورم خوراکیها از آن جهت بیشتر است که امکان کاهش یا جایگزینی مصرف بسیاری از کالاهای ضروری محدود است؛ بنابراین افزایش قیمت در این بخش مستقیماً به کاهش قدرت خرید و افت سطح زندگی منجر میشود.
کاهش ارزش واقعی حقوق و دستمزدها
این اقتصاددان تأکید کرده است که میلیونها شاغل کشور تحت تأثیر افزایش سریع قیمتها قرار گرفتهاند و رشد تورم باعث کاهش ارزش واقعی درآمد و دستمزدها شده است.
حتی در شرایطی که حقوقها بهصورت اسمی افزایش پیدا کنند، اگر سرعت رشد قیمتها بیشتر از افزایش درآمد باشد، قدرت خرید کارکنان کاهش خواهد یافت. این موضوع فشار بیشتری بر طبقه متوسط وارد کرده و توان پسانداز خانوارها را محدود میکند.
هشدار درباره تشدید بحرانهای اقتصادی
برخی کارشناسان اقتصادی با اشاره به عواملی مانند رشد نقدینگی، کسری بودجه و افزایش انتظارات تورمی، نسبت به ادامه مسیر فعلی اقتصاد هشدار دادهاند.
دلانگیزان معتقد است اگر کنترل جدی بر روند تورم اعمال نشود، حفظ ظرفیتهای اقتصادی کشور دشوار خواهد شد. وی شرایط فعلی را به بحرانی تشبیه کرده که در صورت کنترل نشدن، میتواند بخشهای مختلف اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهد.
به گفته او، تورم در مراحل ابتدایی قابل مدیریتتر است، اما زمانی که به یک مشکل گسترده و ساختاری تبدیل شود، هزینه مقابله با آن افزایش خواهد یافت.
عوامل مؤثر بر افزایش تورم در ایران
این اقتصاددان مجموعهای از عوامل را در شکلگیری وضعیت فعلی مؤثر میداند. به گفته او، تأمین کسری بودجه از مسیر افزایش نقدینگی، رشد پایه پولی، عملکرد نظام بانکی و برخی سیاستهای اقتصادی گذشته از جمله عوامل زمینهساز افزایش تورم بودهاند.
همچنین کاهش اعتماد عمومی به سیاستهای اقتصادی باعث تقویت انتظارات تورمی شده است. زمانی که مردم و فعالان اقتصادی انتظار افزایش مداوم قیمتها را داشته باشند، همین انتظار میتواند به عاملی برای تشدید تورم تبدیل شود.
نااطمینانی سیاسی، مدیریت اقتصاد را دشوار کرده است
دلانگیزان معتقد است شرایط سیاسی و اقتصادی مبهم نیز کنترل تورم را پیچیدهتر کرده است. به گفته او، در شرایط فعلی حتی انتشار یک خبر میتواند بر بازارها، نرخ ارز، تصمیمهای سرمایهگذاری و رفتار اقتصادی مردم اثرگذار باشد.
افزایش نااطمینانی باعث شده بسیاری از فعالان اقتصادی تصمیمهای کوتاهمدت اتخاذ کنند و تمایل به سرمایهگذاری بلندمدت کاهش یابد؛ موضوعی که میتواند بر رشد اقتصادی کشور نیز اثر منفی بگذارد.
نقش نرخ بهره در کنترل تورم
یکی از راهکارهای مطرحشده برای مهار تورم، استفاده جدیتر از ابزار نرخ بهره است. دلانگیزان معتقد است زمانی که نرخ تورم فاصله زیادی با نرخ سود بانکی داشته باشد، نرخ بهره واقعی اقتصاد منفی خواهد بود.
نرخ بهره واقعی به تفاوت میان نرخ سود اسمی و نرخ تورم گفته میشود. زمانی که تورم بالاتر از سود سپردههای بانکی باشد، ارزش واقعی پول سپردهگذاران کاهش پیدا میکند و انگیزه نگهداری سرمایه در بانکها کمتر میشود.
به اعتقاد این اقتصاددان، افزایش نرخ بهره میتواند به ایجاد تعادل میان سپردهگذاران و دریافتکنندگان تسهیلات کمک کند؛ زیرا هزینه واقعی دریافت وام افزایش یافته و فشارهای تورمی کاهش مییابد.
کنترل تورم ممکن است با رکود کوتاهمدت همراه شود
این اقتصاددان تأکید کرده است که مهار تورم معمولاً بدون هزینه نیست و اقتصاد ممکن است در کوتاهمدت نیازمند تحمل نوعی رکود کنترلشده باشد تا سرعت افزایش قیمتها کاهش پیدا کند.
پس از کاهش شتاب تورم و ایجاد ثبات اقتصادی، امکان بازگشت به مسیر رشد فراهم خواهد شد؛ اما اجرای این سیاستها نیازمند هماهنگی میان سیاستهای پولی، مالی و اقتصادی است.
ضرورت تصمیمهای بزرگ برای آینده اقتصاد ایران
شرایط فعلی اقتصاد ایران نشان میدهد تورم دیگر یک چالش کوتاهمدت نیست و برای مقابله با آن به اصلاحات عمیق نیاز است. افزایش شکاف تورمی میان استانها، کاهش قدرت خرید خانوارها و رشد نااطمینانی اقتصادی، ضرورت تصمیمگیریهای جدی را افزایش داده است.
کنترل تورم نیازمند مجموعهای از اقدامات شامل مدیریت نقدینگی، اصلاح نظام بودجهای، افزایش اعتماد عمومی، بهبود فضای کسبوکار و ایجاد ثبات اقتصادی است.
برای دنبالکردن تازهترین تحلیلها و اخبار اقتصادی، همراه اقتصاد کشور باشید.