به نقل از اقتصاد کشور بازار ارز در روزهای اخیر بیش از آنکه صرفاً از متغیرهای اقتصادی اثر بگیرد، تحت تأثیر انتظارات، اخبار سیاسی، شایعات و روایتهای مختلف قرار گرفته است. هر خبر یا اظهارنظر سیاسی میتواند موجی از نوسان را در بازار ایجاد کند؛ وضعیتی که این پرسش را مطرح میکند که تا چه اندازه باید اقتصاد ایران را در معرض نوسانهای ناشی از فضای سیاسی قرار داد.
نرخ ارز با خبر و شایعه برای همیشه تغییر نمیکند
نرخ ارز تابع مجموعهای از عوامل اقتصادی از جمله تورم، نقدینگی، کسری بودجه، وضعیت تجارت خارجی و درآمدهای ارزی است. بنابراین اگر متغیرهای بنیادی اقتصاد تغییر محسوسی نکرده باشند، بخشی از نوسانهای کوتاهمدت و هیجانی بازار ارز نیز میتواند پس از فروکش کردن فضای روانی تعدیل شود.
با این حال، تبدیل نوسانهای روزانه بازار ارز به معیاری برای ارزیابی عملکرد سیاست اقتصادی، میتواند تصویر کاملی از شرایط اقتصاد ارائه نکند. بازار ارز نتیجه انباشت مجموعهای از عوامل در طول زمان است و نمیتوان تمام ناترازیهای اقتصادی چندینساله را صرفاً به عملکرد دولت مستقر نسبت داد.
مرز میان نقد اقتصادی و رقابت سیاسی
در چنین شرایطی، مرز میان نقد سیاستهای اقتصادی و بهرهبرداری سیاسی از نوسانهای بازار اهمیت زیادی پیدا میکند. نقد عملکرد سیاستگذار حق جامعه و رسانه است، اما تبدیل هر افزایش نرخ ارز به نشانهای از شکست سیاستهای اقتصادی، میتواند به تشدید انتظارات منفی در بازار منجر شود.
از سوی دیگر، سیاستگذار نیز نمیتواند از پاسخگویی درباره وضعیت بازار ارز و آثار سیاستهای خود شانه خالی کند. ثبات پایدار زمانی شکل میگیرد که سیاستهای اقتصادی قابل پیشبینی، شفاف و مبتنی بر متغیرهای واقعی اقتصاد باشند.
کاهش شکاف ارزی و مهار تورم؛ مسیر ثبات بازار
کاهش شکاف میان نرخهای مختلف ارز، حذف زمینههای رانت، شفافسازی معاملات، تقویت عرضه ارز و کنترل تورم از جمله اقداماتی است که میتواند به ثبات بیشتر بازار کمک کند. در این میان، استفاده گسترده از ذخایر ارزی برای ایجاد آرامش کوتاهمدت، راهکاری پایدار برای مدیریت بازار نخواهد بود.
ذخایر ارزی یک پشتوانه مهم برای اقتصاد کشور است و نحوه استفاده از آن باید با توجه به منافع بلندمدت اقتصادی انجام شود. مدیریت بازار ارز نیازمند مجموعهای از سیاستهای هماهنگ است، نه صرفاً مداخلههای مقطعی برای کنترل قیمت.
اعتماد؛ حلقه مفقوده بازار ارز
بازار ارز بیش از هر چیز به اعتماد و پیشبینیپذیری نیاز دارد. فعالان اقتصادی زمانی میتوانند برای سرمایهگذاری، تجارت و فعالیت تولیدی تصمیمگیری کنند که نسبت به مسیر سیاستگذاری و قواعد بازار اطمینان بیشتری داشته باشند.
تغییرات مکرر سیاستها و غافلگیر شدن فعالان اقتصادی میتواند نااطمینانی را افزایش دهد و در نهایت بر انتظارات تورمی نیز اثر بگذارد. به همین دلیل، اصلاحات ارزی باید با برنامه مشخص، شفاف و تدریجی دنبال شود تا فعالان اقتصادی امکان تطبیق با شرایط جدید را داشته باشند.
اقتصاد به سیاست اقتصادی منسجم نیاز دارد
شرایط فعلی نشان میدهد اقتصاد ایران برای عبور از نوسانهای ارزی، بیش از نسخههای سیاسی به سیاست اقتصادی منسجم و پایدار نیاز دارد. در این مسیر، ارزیابی عملکرد سیاستگذار نیز باید بر اساس شاخصها، آمار و واقعیتهای اقتصادی انجام شود، نه صرفاً بر مبنای نوسانهای روزانه بازار ارز.
در نهایت، ناترازیهای اقتصادی حاصل مجموعهای از عوامل انباشتهشده در طول سالهای گذشته است و حل آنها به زمان و اصلاحات ساختاری نیاز دارد. اقتصاد را نمیتوان با تسویهحسابهای سیاسی اداره کرد؛ همانطور که ثبات بازار ارز نیز با واکنشهای هیجانی و کوتاهمدت به دست نمیآید.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلهای بازار ارز و تحولات اقتصادی، به اقتصاد کشور مراجعه کنید.