به نقل از اقتصاد کشور، در بررسی روایتهای رسانهای درباره وضعیت صنعت خودرو و نقش قطعهسازان، کارشناسان نسبت به تقلیل یک بحران ساختاری به موضوعات حاشیهای و روایتهای توطئهمحور هشدار دادهاند. به اعتقاد آنان، چنین رویکردی میتواند مسیر اصلاحات اساسی در صنعت خودرو را تحتالشعاع قرار دهد.
کارشناسان در پاسخ به این پرسش معتقدند این روایت جعلی، مصداق همان نقاشی ماری است که میخواهد با فروکاستن یک بحران به یک موضوع حاشیهای و توطئهمحور، مانع اصلاحات اساسی شود. روایتی که یا از سوی کانونهای رانتی تغذیه و هدایت میشود و رسانهها را ناخواسته تحتتاثیر قرار میدهد و یا در خوشبینانهترین وضعیت از یک خطای شناختی برآمده که گاه حتی خبرگزاریهای رسمی و منتسب به حاکمیت را نیز به اشتباه میاندازد. شاهد مثال آن، منازعه رسانهای خبرگزاری تسنیم با شرکت قطعهسازی کروز است که به انتشار زنجیرهای گزارشهای تسنیم و جوابیههای کروز منجر شده.
راست و دروغ روایتهای رسانهای
نقد و بررسی عملکرد بنگاههای اقتصادی نه تنها حق، بلکه ماموریت ذاتی رسانههاست و نمیتوان برای آن استثنائی قائل شد. با این حال، آنچه نظارت موثر و مشروع را از تخریب هدفمند متمایز میکند، پایبندی به اصول مشخص و از پیش تعریفشدهای است که باید در هر بررسی رسانهای رعایت شود.
جامعیت و بیطرفی در نقد بنگاهها
نقد یک بنگاه اقتصادی نیازمند ارائه تصویری کامل از رویکرد و عملکرد آن است؛ از جمله نقش و جایگاه بنگاه در زنجیره تولید، میزان اشتغالزایی و سایر آثار اقتصادی آن. گزارشی که با گزینش اطلاعات یا حذف دادههای کلیدی، تصویری ناقص ارائه میکند، از چارچوب یک نقد حرفهای فاصله میگیرد.
از سوی دیگر، تمرکز ویژه بر یک بنگاه اقتصادی و نادیده گرفتن صنایع و شرکتهای مشابه، میتواند شائبه مهندسی افکار عمومی با استفاده از اطلاعات گزینشی را تقویت کند. همین تفاوت، یکی از مرزهای مهم میان رسانههای حرفهای و رسانههایی است که با هدف تخریب یا فشار فعالیت میکنند.
ضرورت واقعبینی در تحلیل صنعت خودرو
کمتر کارشناسی در حوزه اقتصاد میتوان یافت که نقطه افول صنعت خودروسازی کشور را ظهور سیاستهای پوپولیستی نداند؛ سیاستهایی که به اسم خودروی ارزان، قیمتگذاری دستوری و بختآزمایی خودرویی را به صنعت و اقتصاد تحمیل کرد و خودروسازان را به سمت پرتگاه زیان سوق داد.
اگرچه کار رسانه، پرسش است و نه قضاوت، اما امروز هر قضاوتی نیازمند توجه به واقعیتهای کشور در حوزه اقتصاد، صنعت و روابط بینالملل است؛ شرایطی که با دوران پیش از حملات نظامی دوگانه علیه کشور تفاوت اساسی دارد.
اقتصاد و امنیت ملی؛ پیوندی که رسانهها باید ببینند
مهمتر از همه، درک این نکته از سوی رسانههاست که امروز اقتصاد به عنوان هسته اصلی امنیت ملی تعریف میشود و بر همین اساس، ناظران بینالمللی ماهیت اصلی جنگ اخیر آمریکا علیه کشورمان را ژئواکونومیک میدانند؛ جنگی که هدف آن تضعیف بنیانهای تولیدی، ایجاد اختلال در زنجیره تأمین و کاهش ظرفیتهای اقتصادی کشور است.
در این چارچوب، هرگونه قضاوت رسانهای که بدون محاسبه هزینههای تخریب یک بنگاه مولد در شرایط جنگ اقتصادی صورت پذیرد، آگاهانه یا ناآگاهانه در تعارض با منافع ملی و الزامات اقتصاد مقاومتی قرار میگیرد.
روایت سایپا از بحران تولید و تحویل خودرو
نکته کلیدی آن است که رسانه محل تولید اطلاعات نیست؛ بلکه بستر نشر اطلاعاتی است که از سوی مراجع خبری دریافت میکند. امروز، یکی از اصلیترین مراجع اطلاعرسانی درباره سایپا، مدیریت این مجموعه است که به صراحت ادعاها درباره سهم کروز در وضعیت فعلی تولید و تحویل خودروهای سایپا را رد کرده است.
این موضع بر روایتهایی صحه میگذارد که سالهاست از سوی کارشناسان مطرح شده و از سوی نهادهای نظارتی از جمله سازمان بازرسی نیز مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس این روایت، قیمتگذاری دستوری، فروش خارج از ظرفیت و بدهیهای انباشته، از جمله عواملی هستند که سایپا را در وضعیت بحرانی قرار دادهاند.
در نهایت، بررسی وضعیت صنعت خودرو نیازمند نگاهی جامع به مجموعه عوامل اقتصادی، مدیریتی و سیاستگذاری است و تقلیل مشکلات این صنعت به یک عامل یا یک بنگاه، میتواند مانع شکلگیری تصویری دقیق از ریشههای بحران و راهکارهای اصلاحی شود.
برای دنبال کردن آخرین اخبار و تحلیلهای حوزه اقتصاد، صنعت و خودرو، به سایت اقتصاد کشور مراجعه کنید.