چرا طلا با وجود بازده واقعی ۲.۲۴ درصدی همچنان بالای ۴۰۰۰ دلار مانده است؟

به نقل از اقتصاد کشور افزایش نرخ بازده اوراق دولتی معمولاً به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر قیمت طلا شناخته می‌شود، اما شرایط کنونی بازار نشان می‌دهد رابطه میان نرخ بهره و فلز زرد پیچیده‌تر از گذشته شده است. در حالی که بازده واقعی ۲.۲۴ درصدی، دلار قوی و سیاست پولی انقباضی همچنان برای طلا چالش ایجاد می‌کنند، اونس جهانی توانسته در محدوده بالای ۴۰۰۰ دلار مقاومت کند.

وقتی افزایش نرخ بهره به مسئله مالی دولت تبدیل می‌شود

دولت‌هایی که با کسری بودجه بزرگ مواجه‌اند، برای تأمین مالی خود ناچار به انتشار مستمر اوراق جدید هستند. اگر نرخ‌های بهره نیز بالا باشد، هزینه تأمین مالی بدهی افزایش پیدا می‌کند و انتشار اوراق تازه با نرخ‌های بالاتر، فشار بیشتری بر بودجه دولت وارد خواهد کرد.

به این ترتیب، افزایش نرخ بهره می‌تواند از یک ابزار سیاست پولی به بخشی از مسئله مالی دولت تبدیل شود. در چنین شرایطی، طلای بدون بازده الزاماً در برابر اوراق پربازده بازنده نیست؛ زیرا سرمایه‌گذاران هنگام انتخاب دارایی تنها به میزان بازده توجه نمی‌کنند و ریسک ناشر و پایداری مالی دولت را نیز در محاسبات خود در نظر می‌گیرند.

منظم بودن بازار اوراق به معنای نبود ریسک نیست

صندوق بین‌المللی پول تأکید کرده است که بازارهای اوراق همچنان به‌صورت منظم فعالیت می‌کنند. این موضوع به آن معناست که نشانه‌ای از اختلال جدی در سازوکار معاملات یا ازکارافتادن بازار مشاهده نمی‌شود. با این حال، منظم بودن بازار با بدون‌ریسک بودن آن یکسان نیست.

برای حمایت از طلا نیز لزوماً نیازی نیست بازار اوراق دولتی وارد بحران شود. لازم نیست خریداران از خرید اوراق خزانه‌داری خودداری کنند یا بازار بدهی دولت‌ها با اختلال جدی مواجه شود. کافی است سرمایه‌گذاران در شرایط افزایش مستمر بدهی و هزینه تأمین مالی، درباره میزان اطمینان خود به این بازار پرسش‌های بیشتری مطرح کنند.

در چنین وضعیتی، تقاضا برای دارایی‌ای که خارج از ساختار بدهی دولت‌ها قرار دارد می‌تواند افزایش پیدا کند. گزارش‌های IMF نیز نشان می‌دهد افزایش بدهی عمومی، هزینه بهره و ریسک‌های تأمین مالی از جمله عواملی هستند که می‌توانند آسیب‌پذیری بازارهای بدهی را افزایش دهند.

معمای بازده واقعی ۲.۲۴ درصدی برای طلا

با وجود این عوامل، بازده واقعی ۲.۲۴ درصدی همچنان یک مانع جدی برای طلاست. بنابراین مقاومت اخیر فلز زرد را نمی‌توان به معنای بی‌اهمیت‌شدن کامل نرخ بهره دانست.

اگر بازده واقعی برای مدت طولانی بالا بماند و نگرانی‌های مالی دولت‌ها کاهش پیدا کند، جذابیت نگهداری اوراق در مقایسه با طلا می‌تواند افزایش یابد. در نتیجه، رابطه تاریخی میان طلا و نرخ بهره همچنان پابرجاست؛ آنچه تغییر کرده، پیچیده‌تر شدن عواملی است که در شکل‌گیری بازده اوراق نقش دارند.

بازده اوراق دیگر نمی‌تواند بدون توجه به علت افزایش آن تحلیل شود. بازده ۵ درصدی که ناشی از اقتصاد قدرتمند و سیاست پولی سخت‌گیرانه باشد، برای طلا معنایی متفاوت از بازده ۵ درصدی دارد که بخشی از آن ناشی از نگرانی درباره کسری بودجه، تورم و افزایش عرضه بدهی دولت است.

پیش‌بینی قیمت طلا در دو سناریو

از این تحلیل می‌توان دو مسیر متفاوت برای بازار طلا ترسیم کرد. در سناریوی نخست، افزایش بازده اوراق عمدتاً نشان‌دهنده نرخ‌های بهره بالاتر و جذابیت بیشتر دارایی‌های درآمد ثابت است. در این وضعیت، هزینه فرصت نگهداری طلا افزایش پیدا می‌کند و فلز زرد تحت فشار قرار می‌گیرد.

در سناریوی دوم، افزایش بازده بیش از گذشته ناشی از افزایش صرف ریسک بدهی دولت‌هاست. سرمایه‌گذاران برای خرید اوراق بلندمدت بازده بیشتری مطالبه می‌کنند، زیرا نسبت به تورم، استقراض دولت‌ها و وضعیت مالی آنها نگرانی بیشتری دارند. در این حالت، همان افزایش بازدهی که در ظاهر باید طلا را تضعیف کند، می‌تواند نشانه‌ای از محیطی باشد که تقاضا برای طلا را حفظ می‌کند.

گزارش کیتکو نیز بر همین تمایز تأکید دارد و می‌گوید بازده واقعی ۲.۲۴ درصدی همچنان یک عامل منفی برای طلاست، اما افزایش ریسک‌های مالی و بدهی می‌تواند رابطه معمول میان بازده اوراق و قیمت طلا را پیچیده‌تر کند.

طلا برای صعود به فروپاشی بازار اوراق نیاز ندارد

برای مقاومت یا افزایش قیمت طلا لزوماً نیازی به وقوع بحران در بازار جهانی اوراق نیست. بازار بدهی دولت‌ها می‌تواند همچنان منظم فعالیت کند، خریدار داشته باشد و دولت‌ها نیز به انتشار اوراق ادامه دهند. اما اگر سرمایه‌گذاران به‌تدریج برای نگهداری این بدهی‌ها بازده بیشتری مطالبه کنند، ماهیت افزایش نرخ‌ها تغییر خواهد کرد.

در چنین محیطی، افزایش هم‌زمان بازده اوراق و قیمت طلا دیگر الزاماً یک تناقض نیست. اوراق نرخ بالاتری ارائه می‌کنند، زیرا سرمایه‌گذاران ریسک بیشتری احساس می‌کنند؛ در مقابل، طلا می‌تواند مورد تقاضا قرار گیرد، زیرا خارج از همان ساختار بدهی و ریسک مالی دولت‌ها قرار دارد.

به همین دلیل، پرسش مهم بازار طلا دیگر صرفاً این نیست که «بازده اوراق چقدر است؟» بلکه این است که «چرا بازده اوراق در حال افزایش است؟» اگر پاسخ، اقتصاد قوی‌تر و نرخ بهره بالاتر باشد، طلا با یک رقیب قدرتمند مواجه است. اما اگر افزایش بازده عمدتاً ناشی از افزایش بدهی، کسری بودجه، تورم پایدار و مطالبه صرف ریسک بیشتر باشد، این افزایش می‌تواند معنای متفاوتی داشته باشد.

در چنین شرایطی، ماندن طلا بالاتر از ۴۰۰۰ دلار می‌تواند نشانه‌ای از آن باشد که بخشی از بازار، ریسک‌های مالی و بدهی را پیش از تبدیل‌شدن آنها به بحران آشکار در بازار اوراق، در قیمت دارایی‌ها لحاظ می‌کند. البته این برداشت به‌معنای بی‌اثر شدن نرخ بهره نیست و مسیر قیمت طلا همچنان به تحولات بازده واقعی، دلار، سیاست پولی، تورم و وضعیت بازار بدهی وابسته خواهد بود.

برای اطلاع از آخرین تحلیل‌ها و تحولات بازار طلا و سایر بازارهای مالی، به اقتصاد کشور مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + دو =

پربازدیدترین ها