به نقل از اقتصاد کشور شبکه برق ایران همچنان ظرفیت پذیرش نیروگاههای تجدیدپذیر جدید را دارد، اما دستیابی به هدف ۳۰ هزار مگاواتی بدون تقویت شبکه انتقال، توسعه ذخیرهسازها، افزایش انعطافپذیری بهرهبرداری و مشارکت نیروگاههای کوچک و انشعابی امکانپذیر نخواهد بود. معاون برق و انرژی وزیر نیرو تأکید دارد که خورشید و باد دیگر بازیگران حاشیهای صنعت برق نیستند و باید قواعد بهرهبرداری شبکه برای حضور این «مهمان جدید» تغییر کند.
تولید نیروگاههای تجدیدپذیر ثابت و کاملاً فرمانپذیر نیست. کاهش تابش خورشید یا تغییر سرعت باد میتواند در مدت کوتاهی میزان تولید برق را تغییر دهد و هرچه سهم این منابع در سبد تولید بیشتر شود، مدیریت این نوسانات نیز برای بهرهبردار شبکه پیچیدهتر خواهد شد.
شبکه برق هنوز برای پذیرش تجدیدپذیرها ظرفیت دارد
رجبیمشهدی با وجود تأکید بر چالشهای فنی افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر، معتقد است شبکه برق ایران هنوز به نقطه اشباع نرسیده و ظرفیت پذیرش طرحهای جدید را دارد. او میگوید: «وقتی میگویم گاهی در زمینه تجدیدپذیرها بزرگنمایی میشود، منظورم این است که شبکه ما هنوز برای پذیرش ظرفیتهای جدید جا دارد؛ هرچند در سه یا چهار نقطه، به دلیل آمادهنبودن شبکه یا محدودیت اتصال، شرایط بهرهبرداری دشوارتر شده است.»
برای سنجش میزان واقعی نفوذ تجدیدپذیرها نیز نباید فقط ظرفیت اسمی نیروگاهها را ملاک قرار داد. در نیروگاههای خورشیدی، ظرفیت پنلها در سمت جریان مستقیم یا DC معمولاً بیشتر از توان قابل تحویل در سمت جریان متناوب یا AC است. برای نمونه، ممکن است ظرفیت پنلهای یک نیروگاه ۱۰۰ مگاوات اعلام شود، اما توان قابل تحویل آن به شبکه حدود ۸۰ مگاوات باشد.
به گفته معاون وزیر نیرو، پیشبینی شده ظرفیت تجدیدپذیرهای کشور در اواخر خرداد یا اوایل تیر ۱۴۰۶ به حدود ۱۲ هزار مگاوات برسد؛ در حالی که توان عملی قابل مشاهده و بهرهبرداری در مرکز کنترل شبکه احتمالاً حدود ۸ هزار مگاوات خواهد بود.
او ضریب تقریبی تبدیل ظرفیت اسمی به توان عملی را برای ایران حدود ۰.۶۶ در نظر میگیرد و میگوید اگر ظرفیت تجدیدپذیرها به ۱۲ هزار مگاوات برسد، توان قابل اتکای آنها در شبکه حدود ۸ هزار مگاوات خواهد بود.
البته این محاسبه بیشتر مربوط به منابعی است که تولید آنها به تابش خورشید یا وزش باد وابسته است و بخشی از ظرفیت تجدیدپذیرها ممکن است به نیروگاههای برقآبی کوچک یا منابعی اختصاص داشته باشد که عدمقطعیت کمتری دارند.
مجوز ۱۳۰ هزار مگاواتی به معنای اجرای پروژه نیست
یکی از موضوعات مورد تأکید رجبیمشهدی، تفاوت میان ظرفیت مجوزهای صادرشده و پروژههایی است که واقعاً وارد مرحله اجرا شدهاند. گاهی اعلام میشود برای حدود ۱۳۰ هزار مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر پروانه صادر شده است، اما همه این مجوزها به معنای اجرای قطعی پروژهها نیستند.
وی افزود: توسعه نیروگاه های تجدیدپذیر مشابه هر صنعتی دیگری باشد، ممکن است متقاضی توسعه نیروگاه های تجدیدپذیر فقط نامهای ارائه کرده و اعلام کرده باشد که قصد دارد کارخانه سیمان، فولاد یا یک مجموعه صنعتی با ظرفیت مشخصی احداث کند، اما پس از آن هیچ اقدامی انجام نداده باشد. در مقابل، متقاضی دیگری زمین را آماده کرده، مجوزهای صنعتی را گرفته، تجهیزات خریده و عملیات ساختمانی را آغاز کرده است. به اعتقاد او، نمیتوان این دو متقاضی را برای ساخت نیروگاه تجدیدپذیر در یک سطح ارزیابی کرد.
رجبیمشهدی برآورد میکند شاید کمتر از ۱۰ درصد ظرفیتهایی که برای آنها تقاضای پروانه ثبت شده، در حال حاضر واقعاً فعال باشند؛ هرچند ممکن است برآورد ساتبا این رقم را تا حدود ۲۰ درصد نشان دهد.
او همچنین از لغو حدود ۳۴ هزار مگاوات از مجوزها به دلیل انجامنشدن اقدامات لازم از سوی متقاضیان خبر میدهد و احتمال میدهد ۳۰ تا ۴۰ هزار مگاوات دیگر نیز در شرایط مشابه قرار داشته باشند. در مقابل، ظرفیت پروژههایی که موافقت اتصال به شبکه دریافت کردهاند، حدود ۱۱ تا ۱۲ هزار مگاوات عنوان میشود.
۳۰ هزار مگاوات تجدیدپذیر با نیروگاههای کوچک
معاون برق و انرژی وزیر نیرو دستیابی به هدف ۳۰ هزار مگاوات انرژی تجدیدپذیر را بدون مشارکت نیروگاههای انشعابی، پشتبامی و کوچکمقیاس دشوار میداند. او میگوید: «اگر بخواهیم بدون تنش و دشواری به ظرفیت ۳۰ هزار مگاوات برسیم، باید سهمی جدی به نیروگاههای انشعابی و سامانههای کوچک اختصاص دهیم.»
به گفته رجبیمشهدی، میتوان ظرفیتی در حدود ۲ تا ۵ هزار مگاوات برای این بخش در نظر گرفت. ساتبا نیز طرحی با ظرفیت حدود ۵ هزار مگاوات ارائه کرده که گام نخست آن با ظرفیت ۱۰۰۰ مگاوات در حال عملیاتیشدن است.
استقبال از نیروگاههای خورشیدی پشتبامی
رجبیمشهدی میزان استقبال مردم از نیروگاههای پشتبامی را قابل توجه میداند. یکی از پرسشهای پرتکرار در این حوزه نیز نحوه دریافت تسهیلات، هزینه احداث سامانه و مسیر مراجعه برای نصب نیروگاه خورشیدی در ساختمانهای مسکونی است.
از نگاه او، تکرار این پرسشها نشان میدهد زمینه اجتماعی برای توسعه نیروگاههای کوچک و مردمی در حال شکلگیری است. در همین راستا، هماهنگیهایی با سازمان نظام مهندسی انجام شده تا نصب سامانه خورشیدی برای ساختمانهای چهار طبقه به بالا الزامی شود؛ برای ساختمانهای دیگر نیز در شرایط کنونی الزام مطرح نیست و میتوان از مشوقها برای افزایش تقاضا استفاده کرد.
او معتقد است اگر سامانه برق ساختمان از ابتدا بهگونهای طراحی شود که با اینورترهای دوگانه، هم در حالت متصل به شبکه و هم در حالت مستقل از شبکه کار کند، امکان استفاده از برق خورشیدی هنگام خاموشی نیز فراهم میشود.
چاههای کشاورزی؛ ظرفیت ۱۰ تا ۱۵ هزار مگاواتی
معاون وزیر نیرو چاههای کشاورزی را یکی از ظرفیتهای مهم برای توسعه نیروگاههای خورشیدی میداند. به گفته او، اگر حدود ۳۰۰ هزار حلقه چاه کشاورزی در کشور وجود داشته باشد، بیش از ۲۰۰ هزار مورد از آنها میتوانند مستعد نصب سامانههای خورشیدی ۵۰ تا ۱۰۰ کیلوواتی باشند.
چنین ظرفیتی، به گفته او، میتواند بین ۱۰ هزار تا ۱۵ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی ایجاد کند. پنلها نیز میتوانند در ارتفاع بیشتری نصب شوند تا فضای زیر آنها برای انبار یا سایر فعالیتهای کشاورزی و تولیدی مورد استفاده قرار گیرد.
سقف کارخانهها، سولههای صنعتی و ساختمانهای بزرگ نیز بخش دیگری از ظرفیت توسعه نیروگاههای پراکنده هستند. استفاده همزمان از این ظرفیتها میتواند به تحقق هدف ۳۰ هزار مگاواتی کمک کند.
نیروگاه بادی بزرگمقیاس و خورشیدی پراکنده
به اعتقاد رجبیمشهدی، نمیتوان برای تمام نیروگاههای تجدیدپذیر نسخه یکسانی از نظر مقیاس و محل احداث ارائه کرد. شرایط نیروگاههای بادی و خورشیدی متفاوت است و همه مناطق کشور نیز ظرفیت یکسانی برای تولید برق بادی ندارند.
مناطقی مانند خواف، نشتیفان و میلنادر از ظرفیتهای ویژه بادی برخوردارند و در برخی از این مناطق ضریب ظرفیت نیروگاه بادی به حدود ۵۰ درصد میرسد. از آنجا که زمینهای دارای پتانسیل ممتاز بادی محدود هستند، احداث نیروگاههای بزرگمقیاس در این مناطق میتواند مورد توجه قرار گیرد.
در مقابل، به دلیل گستردگی تابش خورشید، نیروگاههای خورشیدی میتوانند در مقیاسهای کوچکتر و به شکل پراکنده احداث شوند. این پراکندگی علاوه بر کاهش هزینه اتصال، فشار ناشی از نوسانات تولید بر یک نقطه مشخص از شبکه را کاهش میدهد.
اتصال موقت نیروگاهها برای جلوگیری از توقف تولید
یکی از راهکارهای مورد توجه وزارت نیرو، استفاده از اتصال موقت و غیرقطعی برای نیروگاههایی است که بخشی از الزامات اتصال آنها هنوز تکمیل نشده است. رجبیمشهدی میگوید: در تابستانی که کشور با ناترازی شدید برق روبهروست، نباید حتی یک کیلووات تولید تجدیدپذیر صرفاً به دلیل تکمیلنشدن برخی شرایط اتصال، از مدار بهرهبرداری خارج بماند.
در ادبیات فنی، این نوع اتصالها با مفاهیم «Firm» و «Non-firm» شناخته میشوند. در صورت آمادهنبودن کامل شبکه یا پست مورد نیاز، میتوان در شرایط مشخص اتصال موقت ایجاد کرد و به نیروگاه فرصت داد تعهدات باقیمانده را تکمیل کند.
او حتی کاهش چندساعته تولید واحدهای گازی و بخار را برای ورود حداکثری برق تجدیدپذیر به شبکه قابل بررسی میداند. اگر شرایط شبکه اجازه ادامه این وضعیت را ندهد، میتوان تولید نیروگاه تجدیدپذیر را محدود کرد؛ اقدامی که در صنعت برق با عنوان «Curtailment» یا محدودسازی تولید شناخته میشود.
ذخیرهسازی؛ شرط عبور از مراحل بعدی توسعه تجدیدپذیرها
با افزایش سهم تجدیدپذیرها، ذخیرهسازی برق به یکی از الزامات اصلی شبکه تبدیل میشود. رجبیمشهدی معتقد است در مراحل اولیه توسعه میتوان بخشی از نوسانات تولید را با هماهنگی نیروگاههای حرارتی مدیریت کرد، اما در مراحل بالاتر نفوذ تجدیدپذیرها، این روش بهتنهایی کافی نخواهد بود.
در این مرحله، سه مسیر اصلی پیش روی صنعت برق قرار میگیرد: تقویت شبکه انتقال، توسعه ذخیرهسازها و افزایش انعطافپذیری بار و مصرفکنندگان از طریق هوشمندسازی شبکه.
مطالعاتی نیز برای استفاده از ظرفیت سدهای آزاد و رودبار بهعنوان نیروگاههای تلمبهذخیرهای در دست انجام است. به باور رجبیمشهدی، ظرفیت نیروگاههای تلمبهذخیرهای با توجه به موقعیتهای مناسب جنوبغرب کشور میتواند تا حدود ۳۰۰۰ مگاوات توسعه یابد.
سیاهبیشه؛ نمونه اهمیت انعطافپذیری شبکه
رجبیمشهدی از نیروگاه تلمبهذخیرهای سیاهبیشه بهعنوان یکی از ابزارهای ارزشمند مرکز کنترل شبکه یاد میکند. این نیروگاه میتواند در مدت کوتاهی تولید خود را افزایش یا کاهش دهد و بخشی از تغییرات و عدمقطعیتهای شبکه را جبران کند.
در کنار نیروگاههای تلمبهذخیرهای، باتریها و ذخیرهسازهای الکتریکی نیز بهعنوان گزینههای مکمل مطرح هستند. نخستین نقاط مناسب برای استقرار این ذخیرهسازها شناسایی شده و یکی دو طرح کوچک نیز در حال ورود به مرحله اجراست.
برای سال آینده نیز برنامهای در حدود ۳۰۰۰ مگاوات ظرفیت ذخیرهسازی در نظر گرفته شده است و رجبیمشهدی ابراز امیدواری میکند دستکم ۱۰۰۰ مگاوات از این ظرفیت بهصورت پراکنده و در نقاط مورد نیاز شبکه اجرا شود.
ضرورت ایجاد جذابیت اقتصادی برای ذخیرهسازها
یکی از چالشهای مطرحشده درباره ذخیرهسازها، اقتصادینبودن آنها برای سرمایهگذاران است. رجبیمشهدی این نگرانی را میپذیرد و تأکید میکند: سیاستهای وزارت نیرو ثابت و ایستا نخواهد بود. به گفته او، اگر مشخص شود سرمایهگذاری در بخشی متوقف شده یا مشوقهای موجود کارایی لازم را ندارند، سیاستها باید تغییر کنند تا جذابیت اقتصادی دوباره ایجاد شود.
او امنیت سرمایهگذاری را یک اصل ضروری میداند و در عین حال یادآور میشود که در کشورهای دیگر نیز تعرفههای خرید تضمینی برای همیشه ثابت باقی نماندهاند و با بلوغ فناوری و بازار، تغییر کردهاند.
تابلوی برق سبز و نقش تجمیعکنندهها
رجبیمشهدی راهاندازی تابلوی برق سبز را یکی از اقدامات مهم اقتصادی در حوزه تجدیدپذیرها میداند و میگوید این بازار با استقبال مناسبی روبهرو شده است. به گفته او، با تصویب آییننامه مربوط به بند «ب» ماده ۴۳، تقاضای جدیدی برای برق تجدیدپذیر ایجاد شده است.
نیروگاههای کوچک و متقاضیان فروش برق نیز میتوانند از ظرفیت تجمیعکنندهها استفاده کنند. این نهادهای واسط وظیفه دارند ظرفیت نیروگاههای کوچک را تجمیع، تولید آنها را مدیریت و برق تولیدی را در بازار عرضه کنند.
آییننامه فعالیت تجمیعکنندهها در وزارت نیرو تهیه شده و برای دریافت نظر نهادها، انجمنها و اتاق بازرگانی در گردش است. به گفته معاون وزیر نیرو، ساماندهی این سازوکار میتواند هزینه حضور تولیدکنندگان کوچک در بازار برق را کاهش دهد.
هدف ۳۰ هزار مگاوات بدون تقویت شبکه محقق نمیشود
رجبیمشهدی تقویت کریدورهای اصلی انتقال برق را برای تحقق اهداف بلندمدت ضروری میداند. به گفته او، کریدورهای اصلی با ولتاژ ۴۰۰ کیلوولت و بالاتر باید تقویت شوند؛ زیرا در صورت افزایش ظرفیت تجدیدپذیرها به ۳۰ هزار مگاوات، شبکه فعلی در برخی مناطق پاسخگوی انتقال این حجم از انرژی نخواهد بود.
در صورت توسعهنیافتن شبکه انتقال، گلوگاههای متعددی ایجاد میشود و بخشی از برق تولیدی نیروگاهها ممکن است به دلیل محدودیت شبکه از دست برود. معاون وزیر نیرو مسئولیت توسعه خطوط و اتصالات اصلی شبکه را بر عهده دولت میداند، در حالی که اتصال محلی نیروگاه به نزدیکترین نقطه شبکه باید جزو تعهدات سرمایهگذار خصوصی باشد.
او تأکید میکند تقویت شبکه، توسعه ذخیرهسازها و مدیریت مصرف باید همزمان پیش بروند و هیچکدام بهتنهایی پاسخگوی نیازهای آینده صنعت برق نخواهند بود.
تجدیدپذیرها تنها راهکار ناترازی برق نیستند
معاون برق و انرژی وزیر نیرو توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را در شرایط کنونی یک ضرورت میداند، اما تأکید میکند همه مسائل صنعت برق را نمیتوان تنها از این مسیر دنبال کرد. بهینهسازی مصرف، تکمیل بخش بخار نیروگاههای سیکل ترکیبی، متنوعسازی سبد تولید و توسعه نیروگاههای اتمی نیز باید در برنامه صنعت برق باقی بمانند.
جمعبندی دیدگاه رجبیمشهدی این است که صنعت برق به سیاستهای ثابت و تغییرناپذیر محدود نمیشود. فناوری، بازار، الگوی مصرف و شکل تولید برق در حال تغییر است و سیاستهای امروز الزاماً نمیتوانند برای سالهای آینده ثابت بمانند.
در این چارچوب، سرمایهگذار به امنیت و چشمانداز روشن نیاز دارد و دولت نیز باید توسعه زیرساختهای اصلی، افزایش انعطافپذیری شبکه و ایجاد بازارهای مناسب را دنبال کند. در مقابل، بخش خصوصی مسئولیت سرمایهگذاری، اتصال محلی و اجرای تعهدات پروژه را بر عهده خواهد داشت.
در چنین شرایطی، خورشید و باد دیگر صرفاً منابع مکمل صنعت برق نیستند و به بخشی از ساختار اصلی تولید تبدیل شدهاند؛ همان «مهمان جدیدی» که به تعبیر معاون برق و انرژی وزیر نیرو باید برای حضورش در شبکه جا باز کرد. تحقق این هدف علاوه بر احداث نیروگاه، به شبکهای منعطف، ذخیرهسازهای کافی، خطوط انتقال مناسب، بازار اقتصادی و سازوکارهای مؤثر برای مشارکت تولیدکنندگان کوچک نیاز دارد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحولات صنعت برق و انرژیهای تجدیدپذیر، به اقتصاد کشور مراجعه کنید.