یارانه انرژی و تناقض فقر انرژی در ایران؛ برق و گاز ارزان، اما ناترازی و خاموشی بیشتر

به نقل از اقتصاد کشور نتایج پژوهشی درباره فقر انرژی در ایران نشان می‌دهد کاهش سهم هزینه برق و گاز در سبد خانوار، لزوماً به معنای افزایش توان پرداخت یا بهبود بهره‌وری انرژی نیست. در شرایطی که تعرفه انرژی با سرعتی کمتر از تورم عمومی افزایش یافته، هزینه قبض برای خانوارها نسبت به سایر هزینه‌ها کوچک‌تر شده، اما هم‌زمان خاموشی‌های ناشی از کمبود تولید و مدیریت بار افزایش یافته و ناترازی انرژی فشار بیشتری بر صنایع، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌ها وارد کرده است.

فقر انرژی فقط نداشتن برق و گاز نیست

بر اساس گزارش «پایش ابعاد فقر؛ فقر انرژی»، فقر انرژی تنها به معنای نداشتن اتصال به شبکه برق یا گاز نیست. خانواری که به شبکه دسترسی دارد اما با خاموشی‌های مکرر، خانه غیربهینه، تجهیزات فرسوده یا درآمد ناکافی برای تأمین نیازهای انرژی مواجه است نیز می‌تواند در معرض فقر انرژی قرار داشته باشد.

از این منظر، ایران در زمینه توسعه شبکه‌های انرژی طی دهه‌های گذشته پیشرفت قابل توجهی داشته است، اما مسئله جدید، حفظ پایداری عرضه، افزایش بهره‌وری و دسترسی عادلانه به انرژی است.

خاموشی‌ها از کمبود شبکه به کمبود تولید رسیده‌اند

دسترسی خانوارهای شهری و روستایی ایران به برق تقریباً کامل شده است. بر اساس داده‌های ارائه‌شده در این گزارش، همه جمعیت شهری و روستاهای بالای ۲۰ خانوار از برق برخوردار شده‌اند و در سال ۱۴۰۳ نیز ۱۶۰ روستای بالای ۲۰ خانوار و ۱۰۲ روستای زیر ۲۰ خانوار به شبکه برق متصل شده‌اند.

با این حال، چالش اصلی برق دیگر صرفاً توسعه شبکه توزیع نیست. متوسط زمان خاموشی هر مشترک ناشی از مشکلات شبکه توزیع در سال ۱۴۰۳ به کمتر از یک دقیقه در روز رسیده، اما خاموشی ناشی از مدیریت بار یا کمبود تولید از ۵.۲ دقیقه در روز در سال ۱۴۰۲ به ۲۱.۱۹ دقیقه در روز در سال ۱۴۰۳ افزایش یافته است.

این تغییر نشان می‌دهد فاصله میان رشد تقاضای برق و ظرفیت تولید، تأمین سوخت نیروگاه‌ها و سرمایه‌گذاری در بخش انرژی به یکی از چالش‌های اصلی تبدیل شده است. پیامد این وضعیت تنها محدود به کاهش رفاه خانوارها نیست و کسب‌وکارها نیز با توقف فعالیت، آسیب به تجهیزات و کاهش درآمد مواجه می‌شوند.

گازرسانی گسترده و افزایش وابستگی به گاز

در بخش گاز نیز توسعه شبکه طی سال‌های گذشته قابل توجه بوده است. سهم خانوارهای برخوردار از گاز لوله‌کشی از ۶۹ درصد در حدود ۱۹ سال پیش به بیش از ۹۲ درصد در سال ۱۴۰۲ رسیده است.

در مناطق شهری، نرخ برخورداری از گاز از ۸۷.۷ درصد به ۹۵.۹ درصد افزایش یافته و در مناطق روستایی نیز این شاخص از ۲۸ درصد در سال ۱۳۸۶ به حدود ۸۱ درصد در سال ۱۴۰۲ رسیده است.

گسترش گازرسانی همچنین ترکیب مصرف سوخت خانوارها را تغییر داده است. سهم گاز طبیعی در پخت‌وپز از ۶۸.۹ درصد در سال ۱۳۸۶ به ۹۲.۶ درصد در سال ۱۴۰۲ رسیده و سهم گاز مایع از ۳۰.۶ درصد به ۷.۲ درصد کاهش یافته است. در بخش گرمایش نیز سهم گاز طبیعی از ۶۷.۷ درصد به ۹۲.۵ درصد افزایش پیدا کرده است.

گازرسانی بدون تنوع انرژی، ناترازی را تشدید می‌کند

گسترش دسترسی به گاز طبیعی یک دستاورد مهم زیرساختی و رفاهی محسوب می‌شود، اما وابستگی بالای بخش خانگی، نیروگاه‌ها و صنایع به گاز، در زمان افزایش تقاضای زمستانی فشار بیشتری بر شبکه وارد می‌کند.

در فصل سرد، افزایش مصرف خانگی گاز می‌تواند محدودیت بیشتری برای صنایع و نیروگاه‌ها ایجاد کند. در چنین شرایطی، نیروگاه‌ها برای حفظ تولید برق ممکن است به سمت استفاده از سوخت‌های مایع بروند و صنایع نیز با محدودیت مصرف یا کاهش فعالیت مواجه شوند. بنابراین توسعه شبکه گاز باید هم‌زمان با افزایش ظرفیت تولید، ذخیره‌سازی، بهینه‌سازی مصرف و تنوع‌بخشی به منابع انرژی دنبال شود.

تفاوت استانی در دسترسی به گاز نیز همچنان قابل توجه است. متوسط دسترسی به گاز در کشور در سال ۱۴۰۲ حدود ۹۱.۳ درصد اعلام شده، در حالی که این شاخص در هرمزگان ۴۲.۸ درصد و در سیستان و بلوچستان ۱۹.۵۲ درصد بوده است. هرچند دسترسی سیستان و بلوچستان از ۱.۶۹ درصد در سال ۱۳۹۷ افزایش یافته، فاصله این استان با متوسط کشور همچنان قابل توجه است.

قبض ارزان الزاماً به معنای رفاه بیشتر نیست

یکی از نکات مهم مطرح‌شده در گزارش، کاهش سهم هزینه انرژی در سبد خانوار است. سهم هزینه برق از کل هزینه خانوار به‌طور متوسط حدود یک درصد و سهم گاز اندکی بیش از یک درصد اعلام شده است.

همچنین بر اساس معیار ۱۰ درصد، سهم خانوارهایی که بیش از یک‌دهم هزینه خود را صرف انرژی می‌کنند کاهش یافته است. در سال ۱۳۸۶ حدود ۸ درصد خانوارهای روستایی و ۲ درصد خانوارهای شهری در این وضعیت قرار داشتند، در حالی که این نسبت در سال ۱۴۰۲ به حدود ۲ درصد در روستاها و ۰.۲ درصد در شهرها رسیده است.

با وجود این، کاهش سهم قبض انرژی از هزینه خانوار را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه افزایش قدرت خرید یا بهره‌وری دانست. در اقتصادی که قیمت بسیاری از کالاها و خدمات با سرعت بیشتری نسبت به تعرفه انرژی افزایش می‌یابد، سهم قبض برق و گاز به‌صورت نسبی کاهش پیدا می‌کند؛ حتی اگر وضعیت واقعی درآمد و قدرت خرید خانوار بهبود پیدا نکرده باشد.

یارانه فراگیر انرژی و مسئله عدالت

تثبیت طولانی‌مدت تعرفه انرژی می‌تواند هم‌زمان دو پیامد متفاوت داشته باشد. از یک سو، افزایش ناگهانی قیمت‌ها می‌تواند فشار قابل توجهی بر خانوارهای کم‌درآمد وارد کند و از سوی دیگر، پایین نگه داشتن عمومی قیمت‌ها ممکن است انگیزه صرفه‌جویی و سرمایه‌گذاری در بهره‌وری انرژی را کاهش دهد.

در چنین شرایطی، یارانه فراگیر لزوماً به معنای حمایت هدفمند از خانوارهای آسیب‌پذیر نیست. خانوارهای پردرآمد و پرمصرف نیز از انرژی ارزان بهره‌مند می‌شوند، در حالی که یک خانوار کم‌درآمد با مصرف کمتر ممکن است سهم پایین‌تری از یارانه پنهان دریافت کند.

حرکت از توسعه شبکه به حکمرانی هوشمند انرژی

مرحله جدید سیاست انرژی ایران را نمی‌توان صرفاً با افزایش تعداد انشعاب‌ها یا توسعه کیلومترهای شبکه تعریف کرد. مسئله اصلی اکنون پایداری عرضه، بهره‌وری، عدالت منطقه‌ای و هدفمند کردن حمایت‌هاست.

یکی از پیشنهادهای مطرح‌شده، یکپارچه‌سازی داده‌های قبوض و میزان مصرف برق و گاز با اطلاعات خانوارها در پایگاه رفاه ایرانیان است. اجرای چنین مدلی با رعایت حریم خصوصی و چارچوب شفاف می‌تواند امکان شناسایی دقیق‌تر خانوارهای نیازمند حمایت را فراهم کند.

برای مثال، خانواری کم‌درآمد که در منطقه سردسیر و در ساختمانی فرسوده زندگی می‌کند، لزوماً به یارانه عمومی بیشتر نیاز ندارد و ممکن است حمایت از طریق عایق‌کاری ساختمان، تجهیزات کم‌مصرف، تعرفه حمایتی و دسترسی پایدار به انرژی برای آن مؤثرتر باشد.

اصلاح مصرف انرژی از مسیر بهره‌وری

اصلاح سیاست انرژی الزاماً نباید با افزایش ناگهانی قیمت‌ها آغاز شود. بهینه‌سازی ساختمان‌ها، توسعه تجهیزات کم‌مصرف، تعرفه‌گذاری پلکانی و حمایت هدفمند از خانوارهای کم‌درآمد می‌تواند هم‌زمان با اصلاح تدریجی ساختار مصرف دنبال شود.

در سمت عرضه نیز توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، ذخیره‌سازی انرژی، نوسازی نیروگاه‌ها و شبکه برق و برقی‌سازی هدفمند برخی مصارف می‌تواند به کاهش وابستگی به یک منبع انرژی کمک کند.

در نهایت، مسئله فقر انرژی در ایران دیگر صرفاً به دسترسی به برق و گاز مربوط نیست. کشور در بسیاری از مناطق به پوشش گسترده شبکه دست یافته، اما چالش اصلی حفظ پایداری این خدمات، افزایش بهره‌وری و توزیع عادلانه هزینه‌های انرژی است؛ موضوعی که بدون اصلاح هم‌زمان الگوی مصرف، زیرساخت‌ها و شیوه حمایت از خانوارها حل نخواهد شد.

برای اطلاع از آخرین اخبار انرژی، برق، گاز و تحولات اقتصادی ایران، به اقتصاد کشور مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − ده =

پربازدیدترین ها