ناترازی بنزین فقط با حذف سفر حل نمی‌شود؛ خودروهای پرمصرف و حمل‌ونقل عمومی در کانون اصلاح مصرف

به نقل از اقتصاد کشور با اجرای نرخ سوم بنزین و تعیین قیمت ۱۰ هزار تومان برای سوخت‌گیری با کارت جایگاه، موضوع مدیریت مصرف بنزین بار دیگر به یکی از محورهای مهم سیاست‌گذاری انرژی تبدیل شده است. کاهش سفرهای غیرضروری می‌تواند در کوتاه‌مدت به کاهش مصرف کمک کند، اما ناترازی بنزین مسئله‌ای چندوجهی است که علاوه بر رفتار مصرف‌کننده، به کیفیت خودروها، فرسودگی ناوگان، حمل‌ونقل عمومی و دسترسی به سوخت‌های جایگزین نیز وابسته است.

نرخ سوم بنزین؛ آغاز بحث تازه درباره مدیریت مصرف

از سه‌شنبه ۱۷ شهریورماه، نرخ سوم بنزین در جایگاه‌ها به ۱۰ هزار تومان رسید. در عین حال، نرخ‌های سهمیه‌ای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی همچنان برقرار هستند و نرخ ۱۰ هزار تومانی به سوخت‌گیری با کارت جایگاه اختصاص دارد.

اجرای این سیاست علاوه بر آثار قیمتی، این پیام را به همراه دارد که مدیریت مصرف سوخت باید متناسب با ظرفیت تولید، هزینه تأمین و شرایط عرضه دنبال شود. با این حال، افزایش قیمت یا توصیه به کاهش سفر به تنهایی نمی‌تواند تمام ابعاد ناترازی بنزین را پوشش دهد.

مصرف بنزین فقط به رفتار راننده مربوط نیست

میزان مصرف بنزین نتیجه مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، صنعتی و حمل‌ونقلی است. نوع خودرو، میزان مصرف سوخت، عمر ناوگان، تعداد خودروهای فرسوده، کیفیت خودروهای تولیدی، الگوی توسعه شهری، سهم خودروهای شخصی در جابه‌جایی‌ها، کیفیت حمل‌ونقل عمومی و دسترسی به سوخت‌های جایگزین، همگی بر میزان تقاضای بنزین اثرگذار هستند.

در همین زمینه، اظهارات محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور، درباره قیمت واقعی بنزین و ضرورت پرداخت سهم بیشتری از هزینه سوخت توسط مصرف‌کنندگان پرمصرف، بار دیگر موضوع اصلاح قیمت و الگوی مصرف را در مرکز توجه قرار داده است.

اصل مدیریت مصرف و جلوگیری از مصرف بی‌رویه اهمیت دارد، اما اگر هدف، کاهش پایدار مصرف و کنترل ناترازی باشد، نمی‌توان تمام مسئولیت را متوجه مصرف‌کننده دانست. اصلاح رفتار زمانی ماندگار خواهد بود که ساختارهایی که مصرف بالا را به خانوارها تحمیل می‌کنند نیز اصلاح شوند.

قیمت واقعی بنزین در کنار هزینه واقعی خودرو

مقایسه قیمت بنزین با هزینه تأمین یا قیمت‌های جهانی زمانی می‌تواند تصویر کاملی از مسئله ارائه دهد که هزینه‌های مرتبط با خودرو و حمل‌ونقل نیز در نظر گرفته شود.

بخش قابل توجهی از خانوارها امکان انتخاب میان خودروهای کم‌مصرف، هیبریدی یا برقی را ندارند. از سوی دیگر، جایگزینی خودروهای قدیمی و فرسوده به دلیل قیمت بالای خودرو برای بسیاری از خانوارها تصمیمی ساده و کم‌هزینه نیست. در چنین شرایطی، بخشی از مصرف بالای سوخت لزوماً ناشی از انتخاب مصرف بیشتر نیست و به محدود بودن گزینه‌های موجود برای مصرف‌کننده بازمی‌گردد.

اگر قرار باشد مصرف‌کننده بابت مصرف بالاتر هزینه بیشتری پرداخت کند، سیاست‌گذار نیز باید همزمان امکان انتخاب خودروهای کم‌مصرف‌تر و اقتصادی‌تر را فراهم کند. بنابراین در کنار بحث «قیمت واقعی بنزین»، باید درباره هزینه‌ای که خودروهای پرمصرف و ساختار فعلی حمل‌ونقل به اقتصاد کشور تحمیل می‌کنند نیز صحبت شود.

خودروهای کم‌مصرف؛ حلقه مهم اصلاح مصرف سوخت

تولید خودروهای کم‌مصرف یکی از مهم‌ترین مسیرهای کاهش پایدار مصرف بنزین است. کاهش حتی چند دهم لیتر در مصرف هر خودرو، زمانی که در میلیون‌ها خودروی فعال کشور اعمال شود، می‌تواند اثر قابل توجهی بر مصرف روزانه سوخت داشته باشد.

از این رو، سیاست کنترل مصرف نباید فقط متوجه راننده باشد. اگر خودرویی با مصرف بالا در اختیار شهروند قرار گیرد و او به دلیل محدودیت اقتصادی یا نبود گزینه جایگزین ناچار به استفاده از آن باشد، افزایش قیمت بنزین به تنهایی مشکل ساختاری مصرف را حل نخواهد کرد.

ارتقای استانداردهای مصرف سوخت، توسعه خودروهای هیبریدی و برقی، خروج خودروهای فرسوده و ارائه مشوق‌های اقتصادی برای جایگزینی خودروهای پرمصرف، از جمله اقداماتی است که می‌تواند در بلندمدت نیاز کشور به بنزین را کاهش دهد.

حذف سفرهای غیرضروری؛ راهکاری کوتاه‌مدت برای کاهش مصرف

رفتار مصرف‌کننده نیز در مدیریت تقاضای بنزین نقش دارد. کاهش سفرهای غیرضروری، هم‌سفری، تجمیع چند کار در یک مسیر و استفاده از حمل‌ونقل عمومی در مسیرهای قابل دسترس، اقداماتی هستند که می‌توانند بدون تحمیل هزینه مستقیم به خانوار، بخشی از مصرف سوخت را کاهش دهند.

یک سفر غیرضروری شاید تنها چند لیتر بنزین مصرف کند، اما تکرار همین رفتار در مقیاس میلیون‌ها خودرو می‌تواند به مصرف اضافی قابل توجهی در سطح کشور منجر شود. با این حال، حذف سفرهای غیرضروری نباید به عنوان راه‌حل کامل ناترازی بنزین معرفی شود؛ زیرا حتی با کاهش بخشی از سفرها، میلیون‌ها خودرو همچنان در شبکه حمل‌ونقل کشور تردد خواهند کرد.

مدیریت مصرف؛ مسئولیتی دوطرفه

مردم در مدیریت مصرف انرژی نقش دارند و کاهش مصرف بنزین می‌تواند بخشی از فشار بر فرآیند پالایش، انتقال، توزیع و تأمین سوخت را کاهش دهد. اما این مسئولیت باید در کنار وظایف سیاست‌گذار تعریف شود.

همان‌طور که از شهروندان انتظار می‌رود سفرهای غیرضروری را کاهش دهند و الگوی مصرف خود را مدیریت کنند، سیاست‌گذار نیز باید زمینه انتخاب کم‌مصرف‌تر را فراهم کند؛ از تولید و عرضه خودروهای کم‌مصرف و نوسازی ناوگان گرفته تا توسعه حمل‌ونقل عمومی، گسترش سوخت‌های جایگزین و ایجاد امکان اقتصادی برای جایگزینی خودروهای فرسوده.

در چنین شرایطی، افزایش قیمت بنزین می‌تواند یکی از ابزارهای اصلاح مصرف باشد، اما به تنهایی راه‌حل ناترازی نیست. قیمت بر رفتار مصرف‌کننده اثر می‌گذارد، اما فناوری خودرو، کیفیت ناوگان و دسترسی به گزینه‌های جایگزین نیز در تعیین میزان مصرف نقش اساسی دارند.

مردم باید کمتر مصرف کنند؛ سیاست‌گذار باید امکان کمتر مصرف کردن را فراهم کند

مسئله بنزین را نمی‌توان تنها به تعداد سفرهای یک خانوار یا میزان مصرف یک راننده محدود کرد. اصلاح الگوی مصرف زمانی به نتیجه می‌رسد که مجموعه عوامل مؤثر بر تقاضای سوخت همزمان مورد توجه قرار گیرند.

کاهش سفرهای غیرضروری و تغییر عادت‌های مصرفی می‌تواند در کوتاه‌مدت بخشی از فشار بر شبکه سوخت را کاهش دهد، اما راهکار پایدار در کاهش مصرف، بهبود فناوری خودروها، نوسازی ناوگان، توسعه حمل‌ونقل عمومی و استفاده از سوخت‌های جایگزین وابسته است.

در نهایت، پیام سیاست اصلاح مصرف نباید فقط این باشد که «مردم کمتر مصرف کنند». مردم باید مصرف خود را مدیریت کنند و در مقابل، سیاست‌گذار نیز باید امکان انتخاب کم‌مصرف‌تر را برای آنها فراهم سازد. تنها در این صورت می‌توان اصلاح قیمت بنزین را از یک اقدام مقطعی به بخشی از برنامه‌ای جامع برای کاهش مصرف و مهار ناترازی سوخت تبدیل کرد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحولات بازار سوخت و سیاست‌های انرژی، به اقتصاد کشور مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 + 15 =

پربازدیدترین ها